محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4589
تاريخ الطبرى ( فارسي )
حسن بن رشيد گويد : وقتى حسن پسر قحطبه پيش وى بازگشت و خبر ابن هبيره را با او بگفت ، قحطبه به ياران خويش گفت : « راهى مىدانيد كه ما را به كوفه برساند و به ابن هبيره برنخوريم . » گويد : خلف بن مورع همدانى ، يكى از مردم بنى تميم گفت : « آرى ، من بلد تو مىشوم » ، و او را از تامرا و رستقباذ گذر داد و در شاهراه برفت تا به بزرگ [ 1 ] شاپور رسيد و سوى عكبرا رفت و از دجله سوى اوانا عبور كرد . ابراهيم بن يزيد خراسانى گويد : قحطبه در خانقين فرود آمد ، ابن هبيره در جلولا بود و ميانشان پنج فرسنگ فاصله بود ، پس طليعه داران خويش را سوى ابن هبيره فرستاد كه وضع وى را معلوم دارد ، پيش وى بازگشتند و به دو گفتند كه وى اقامت گرفته است . پس قحطبه ، خازم بن خزيمه را فرستاد و به او دستور داد كه از دجله بگذرد ، وى گذر كرد و ما بين دجله و دجيل برفت تا در كوثيا فرود آمد . پس از آن قحطبه به دو نوشت و دستور داد كه سوى انبار رود و هر چه كشتى آنجا هست با هر چه به دست ميارد به طرف وى عبور دهد و در دمم پيش وى برد . گويد : خازم چنين كرد . قحطبه در دمم پيش وى رسيد ، آنگاه در محرم سال صد و سى و دوم قحطبه از فرات عبور كرد و بنه ها را از راه دشت فرستاد . سواران با وى بر كنارهء فرات مىرفتند ، ابن هبيره بر دهانهء فرات در فلوجهء بالا ، در بيست و سه فرسخى كوفه اردو زده بود و فراريان ابن ضباره پيش وى فراهم آمده بودند ، مروان نيز حوثرة بن سهيل باهلى را با بيست هزار كس از مردم شام به كمك او فرستاده بود . جبلة بن فروخ گويد : وقتى قحطبه ، ابن هبيره را رها كرد و به آهنگ كوفه روان شد ، جوثرة بن سهيل باهلى و كسانى از سران مردم شام به ابن هبيره گفتند : « قحطبه سوى كوفه رفت تو نيز آهنگ خراسان كن و او را با مروان را واگذار كه تو او
--> [ 1 ] كلمهء متن : بزرح